حاج ملا هادي السبزواري
252
شرح مثنوى
نيست ، چه إن جازمه شرطى است . و در بعض نسخ « أن يفى » است و اين هم ناصحيح است ، چه أن ناصبه است و نصب نداده . ( ( 519 ) ) از سر تقصير آن صوفى رمه * خر فروشى در گرفتند آن همه ن 225 8 - ك 87 22 رمه : گلَّه از حيوانات و مردم . يعنى گلَّهء صوفيان . ( ( 422 ) ) ولوله افتاد اندر خانقه * كامشبان لوت و سماع است و وله ن 225 11 - ك 87 23 كامشبان : بايد كامشبه باشد ، خاصه آن كه « آن » را در جمعِ عاقل آورند ، چون : مردان و زنان و دانايان و نحو اينها . نه آبان و آتشان و بادان ، بلكه جمع اينها به « ها » آورند چون : آبها و آتشها و بادها . وله : واله شدن از سماع . و در بعض نسخ « شده » است ، و خوب نيست . چه او افراط در شهوت است كه مذموم است . ( ( 523 ) ) چند از اين صبر و از اين سه روزه چند * چند از اين زنبيل و وين در يوزه چند ن 225 12 - ك 87 24 سه روزه : مراد روزهء سه روزه است به نحو اتصال ، چون صوم وصال ، كه حرام است . و مراد اين است كه اضطراراً سه شبانه روز طعام ميسر نبود ولى شربت آبى مىخوردند تا صوم وصال نشود . دريوزه : گدايى . ( ( 528 ) ) گفت چون مىديد ميلانشان به وى * گر طرب امشب نخواهم كرد كى ن 225 17 - ك 87 27 ميلان : ميل و رغبت . ( ( 532 ) ) دير يابد صوفى آز از روزگار * ز ان سبب صوفى بود بسيار خوار ن 225 21 - ك 87 29 آز : به وزن ناز ، اينجا آرزو ، نه حرص . ( ( 533 ) ) جز مگر آن صوفيى كز نور حق * سير خورد او فارغ است از ننگ دق ن 225 22 - ك 87 30 دق : سركوبى و طعن . ( ( 548 ) ) گفت پيغمبر كه دستت آن چه برد * بايدش در عاقبت واپس سپرد ن 226 15 - ك 87 37 دستت آن چه برد : حديث است : اَلأمَانَةُ مُؤَدّاةٌ ( 1 ) و فقها گفتهاند : عَلَى اليَدِ ما أَخَذَت حَتّى تُؤَدّى ( 2 ) .
--> ( 1 ) ان العارية مؤداة سنن ترمذى ، بيوع 39 . . ( 2 ) جامع صغير ، ج 2 ، ص 60 . .